بهمن سروشی که دو بار نشان مدیر نمونه را در سال‌های ۷۹ و ۸۷ به واسطه اثرگذاری‌اش در شرکت ملی نفت دریافت کرده است، این بار کوله بار تجربه‌اش را با خود به یک شرکت خصوصی حفاری آورده است، تا در کسوت مدیرعامل شرکت گلوبال پتروتک کیش، با ما به گفت‌وگو بنشیند. با وجود مشغله زیاد و جلسات مکرر، ساعتی را با آرامش به تحلیل و تشریح صنعت حفاری کشور در شرایط کنونی پرداخت که تحسین هر خواننده‌ای را برمی‌انگیزد. این گفت‌وگو پیش از برگزاری کنگره ملی حفاری صورت گرفته است.

در آغاز، توضیحی راجع به ناوگان حفاری شرکت گلوبال بفرمایید. چه تعداد دکل دارید و کجاها مشغول کار هستند؟
ما دکل‌های ملکی و استیجاری داریم. در خشکی سه دکل ملکی و یک دکل استیجاری داریم. سه دکل در پروژه آذر مشغول کار هستند و یک دکل هم در پروژه یادآوران آماده کار است. در دریا نیز یک دکل ملکی و چهار دکل استیجاری داریم که دکل ملکی‌مان پس از اتمام ماموریت خود در پروژه سلمان، اکنون در برنامه تعمیرات است. سه دکل دریایی در فازهای ۱۷ و ۱۸ و ۱۴ پارس جنوبی به کار هستند. همچنین در حال برنامه‌ریزی برای اجاره دو دستگاه دکل خشکی و دو دستگاه دریایی هستیم.
در پروژه آذر که قرارداد آن به صورتEPD است، با سه دکل در حال حفاری هستیم و از ۱۰ چاه واگذار شده به شرکت گلوبال پتروتک کیش، حفر یک چاه را تمام کرده‌ایم و سه چاه دیگر در دست حفاری است. پروژه آذر از پیچیده‌ترین پروژه‌های حفاری است. حتی پیمانکاران خارجی هم از حفاری در این میدان کنار کشیدند. گازپروم روسیه و پتروناس مالزی از جمله شرکت‌هایی بودند که وارد این میدان شدند ولی به دلیل مشکلات ناشی از تحریم‌ها عقب کشیدند. پیش از آن هم شرکت‌های دیگری آماده حفاری در این میدان شدند که به‌خاطر شرایط سخت کاری، از پروژه کناره‌گیری کردند.

اجاره روزانه هر دکل چقدر است؟
اجاره هر دستگاه خشکی حدود ۳۰ هزار دلار در روز است و اجاره دکل دریایی بسته به قدرت دکل بین ۱۱۰ تا ۱۷۰هزار دلار در روز متغیر است.


مشکلاتی که شرکت‌های حفاری در ایران در شرایط حاضر با آن روبه‌رو هستند، چیست؟
یکی از این مشکلات، وضعیت دستگاه‌های حفاری موجود و دسترسی نداشتن به تکنولوژی روز دنیا است. شرکت‌های بزرگی که تکنولوژی روز را دارند، آن را در اختیار شرکت‌های ایرانی قرار نمی‌دهند. به‌عنوان مثال؛ حفاری یک چاه نفت در خشکی با تکنولوژی جدید حدود یک ماه زمان می‌برد، در حالی که با دستگاه‌های موجود در ایران دو ماه به طول می‌انجامد. البته این مدت برای پروژه‌های معمولی است، برای پروژه‌هایی مثل پروژه آذر، این زمان بیشتر هم می‌شود. با این حال در همین پروژه پیچیده آذر هم، در صورت دسترسی به تکنولوژی روز می‌توان با سرعت بیشتری چاه حفر کرد. برای نمونه یک بار که لوله در چاه گیر کرده بود، به دلیل اینکه شرکت‌های خدمات جانبی حفاری، امکانات کافی در اختیار نداشتند، این مشکل بعد از ۵۰ روز به نتیجه رسید در حالی که همین مشکل با استفاده از یک وسیله خوب خارجی ظرف پنج روز حل شد که اگر هزینه یک روز حفاری را ۳۰ هزار دلار در نظر بگیریم، زیان هنگفتی را موجب می‌شود.

فاصله تکنولوژی موجود حفاری در ایران نسبت به تکنولوژی روز این عرصه چقدر است؟
به نظر من این فاصله ۱۰ به۱۰۰ است. دستگاه‌ها و کالاهای موجود در ایران عمدتا به سمت کالاهای چینی سوق پیدا کرده‌اند که از لحاظ کیفی در سطح نازلی هستند و مشکلاتی را در هنگام استفاده در چاه ایجاد می‌کنند. به‌طور کلی در دنیا در هر بخش از عملیات حفاری، تعداد انگشت شماری شرکت معتبر و کاردان هستند که تکنولوژی اختصاصی و انحصاری خود را دارند. این شرکت‌ها به‌طور عمده، آمریکایی و اروپایی هستند. چینی‌ها و برخی کشورهای دیگر نیز از روی آنها شبیه‌سازی می‌کنند و چون علم و تکنولوژی لازم را ندارند و کیفیت آلیاژهایی که به کار میبرند، پایین است، عملکرد و کارایی لازم را ندارند. عملیات حفاری هم از آنجا که در زیر زمین انجام می‌شود، دسترسی مستقیم به آن نیست. فرض کنید در عمق ۲۰۰۰ متری چاه مشکلی پیش بیاید، اگر تکنولوژی حل آن مشکل را در اختیار نداشته باشید، نمی‌توانید کاری انجام دهید.


با این توضیحات، آنچه در مورد بومی‌سازی قطعات حفاری گفته می‌شود، چقدر صحت دارد و قطعات داخلی چقدر قابلیت رقابت با نمونه‌های خارجی را دارند؟
بسیاری از قطعاتی که در ایران ساخته می‌شوند از موارد مشابه چینی، خیلی بهتر هستند. اما عملیات حفاری منحصر به یک یا دو قطعه نیست. هر ابزاری ممکن است بیش از ۱۰۰ قطعه را شامل شود که برخی از آنها در ایران ساخته می‌شود. شرکت‌های تولیدکننده داخلی اگر حمایت شوند می‌توانند روز به روز کیفیت و تعداد آنها بیشتر شود. حمایت از آنها باید چندجانبه باشد، یکی از راه سرمایه‌گذاری بانک‌ها یا دولت در این حوزه و دیگری با حمایت کارفرمایان از تولیدات این شرکت‌ها. نباید با بروز اولین و دومین مشکل در این ابزار، آنها را در لیست سیاه تجهیزات قرار داد. گرچه این مساله بسیار سخت است. زیرا این سکه صورت دیگری نیز دارد. اگر قطعه حفاری به‌کارگرفته شده، کیفیت لازم را نداشته باشد، گاه می‌تواند باعث از دست رفتن چاه شود. ساده‌ترین چاه خشکی حدود ۲۰ تا ۲۵ میلیون دلار هزینه دارد. اگر در هنگام عملیات حفاری، مشکلی ناشی از ابزار بی‌کیفیت ایجاد شود، ضرر هنگفتی ایجاد می‌کند. گاه ممکن است موجب آتش‌سوزی و از بین رفتن دستگاه شود. خطرات جانی و خطر از دست دادن یک چاه هم وجود دارد. بنابراین به‌کارگیری دستگاه‌هایی که اطمینانی به آنها نیست، ریسک زیادی دارد. این ریسک را باید به نوعی پذیرفت. هزینه این ریسک را می‌توان با ایجاد موسساتی برای انجام تست‌های لازم روی این تولیدات، کاهش داد.


در شرایطی که بتوان تکنولوژی بهتر و کالاها و خدمات با کیفیت‌تر را از خارج وارد کرد، با توجه به ریسک‌هایی که از آن گفته شد و نیز به لحاظ اقتصادی، آیا مقرون به صرفه است که از موارد مشابه داخلی استفاده کنیم؟
نیاز کشور ما به عملیات حفاری چه در خشکی و چه در دریا، گسترده است و با توجه به برنامه‌هایی که وجود دارد، این نیاز بیشتر هم خواهد شد. افزون بر حفر چاه‌های جدید و توسعه میادین کشف شده، چاه‌های موجود نیز، نیاز به تعمیر دارند یا چاه‌هایی باید جایگزین آنها شوند. مثلا در پارس جنوبی حدود ۲۴۰ حلقه چاه حفاری شده است که به‌تدریج نیاز به تعمیرات یا جایگزینی دارند. در فلات قاره بیش از ۳۰۰ حلقه چاه حفاری شده است که اگر بخواهیم میادین فلات قاره را توسعه دهیم، باید سالانه بیش از ۲۰ تا ۲۵ حلقه چاه دیگر حفاری شود. در نتیجه نیاز به دستگاه حفاری در دریا و خشکی بیش از آن تعدادی که امروز موجود است، خواهد بود. از سوی دیگر، عمر دکل‌های موجود در ایران، بیش از ۳۵ تا ۴۰ سال است که باید دستگاه نو جایگزین آنها شوند. بنابراین با توجه به گسترده شدن بازار حفاری، بسیاری از کالاها با تیراژ زیاد مورد نیاز هستند. برای این موارد یعنی برای کالاهای پرمصرف رفتن به سمت تولید داخل توجیه دارد. اما در مواردی که کالایی در موارد محدود مورد نیاز است، شاید رفتن به سمت تولید داخل و سرمایه گذاری معقول نباشد. البته همان‌طور که عرض کردم تولید برخی کالاها و اجناس انحصاری هستند و برندهای خاصی در این زمینه حرف اول را می‌زنند و به شرکت‌های دیگر نمی‌دهند، با این توضیح در برخی موارد می‌توانیم خودکفا شویم، چه در زمان تحریم و چه غیر تحریم.


این تکنولوژی‌های انحصاری در ایران چطور تامین می‌شوند؟ و آیا نظارتی در زمینه واردات تجهیزات حفاری هست؟
تکنولوژی‌های انحصاری در عملیات حفاری، در شرکت‌هایی که تعداد آنها به اندازه انگشت‌های یک دست است، تولید می‌شود. چینی‌ها مشابه آنها را می‌سازند، ولی نوع الگوبرداری ناقص است. البته نه اینکه همه کالاهای چینی بی‌کیفیت باشد. چینی‌ها جنس خوب هم دارند، اما متاسفانه واردکنندگان ما به‌خاطر سود بیشتر یا ناآگاهی و شناخت نداشتن درباره کالاها و اجناس، بدترین آنها را وارد می‌کنند. در اینجا هم هیچ نظارتی نیست و استانداردهای لازم رعایت نمی‌شود. همان‌طور که بسیاری از دکل‌هایی که وارد شده‌اند، کیفیت خوبی نداشته‌اند و در کشور مشکل‌ساز شدند. دکل هم اگر خوب نباشد، هم زمان حفاری را طولانی می‌کند و هم در هنگام کار مشکل ایجاد می‌کند. اینها باعث می‌شوند هزینه‌های زیادی ایجاد شود. هزینه بالا و معطلی زیاد، کمترین آسیبی است که کشور از دستگاه‌های بی‌کیفیت حفاری متحمل می‌شود.


ما در گذشته، تجربه حضور شرکت‌های خارجی را در پروژه‌های کشور داشتیم. به نظر شما حضور این شرکت‌ها چه تاثیری در بازار حفاری و شرکت‌های حفاری داخلی داشت؟ آیا باعث رونق شرکت‌های داخلی در آن زمان شد یا آنها را کنار زد؟
شرکت‌های بین‌المللی که در ایران بودند، دو دسته بودند؛ یکی شرکت‌های حفاری و دیگری شرکت‌های خدمات حفاری. به نظر من حضور شرکت‌های حفاری باعث رونق این صنعت در ایران شد. زیرا بین شرکت‌های داخلی و آن شرکت‌ها رقابت ایجاد کرد و باعث شد ما مجبور شویم برای رقابت با آنها، اصلاحاتی در وضعیت شرکت‌ها، دکل‌داری و به‌کارگیری تکنولوژی‌های حفاری داشته باشیم. همین‌طور حضور آنها در تربیت نیروی انسانی حفاری بسیار موثر بود. اما متاسفانه شرکت‌های خدمات حفاری آنچنان که باید مورد استفاده قرار نگرفتند. با رفتن شرکت‌های خارجی، ما توانستیم با آموزشی که از آنها گرفته بودیم، خودمان کارها را انجام دهیم. درحال حاضر در بخش خشکی هرچند که دستگاه‌ها قدیمی هستند، اما تمام عملیات حفاری و خدمات جانبی آن را خودمان انجام می‌دهیم. با این وجود، هر روز یک اختراع جدید در حفاری انجام می‌شود و تکنولوژی پیشرفت می‌کند و این باعث شده سرعت حفاری و تکمیل چاه بیشتر شود، در نتیجه تولید و برداشت از چاه هم بیشتر می‌شود. تا جایی که در مواردی می‌توان میزان تولیدی را که از ۱۰ چاه صورت می‌گیرد، با تاسیسات جدید از دو چاه برداشت کرد. این تکنولوژی‌ها کنترل ساده‌تری دارند و نیروی انسانی کمتر و در نتیجه هزینه‌های کمتری را شامل می‌شوند. اینها فناوری‌هایی است که ما از آنها دور مانده‌ایم. طی سال‌های گذشته تلاش زیادی شده است که پیشرفت صورت گیرد، اما با سرعتی که غرب در به روز کردن تجهیزات خود دارد، فکر می‌کنم ما در حال حاضر ۲۰ سال از آنها عقب هستیم.


به نظر شما در صورتی که شرایط حضور مجدد شرکت‌های بین‌المللی بزرگ در ایران ایجاد شود، چه تاثیری بر روی فعالیت شرکت‌های حفاری داخلی خواهد داشت؟
به نظرم این موضوع باعث رقابت سازنده در داخل کشور می‌شود تا به آنچه داریم بسنده نکنیم و مجبور شویم به سمت بهبود کیفیت کالا و خدمات برویم. یک مثال می‌زنم: فکر می‌کنم سال ۷۱ یا ۷۲ بود که در مناطق نفت‌خیز جنوب، با یک شرکت کانادایی برای حفر ۵۷ حلقه چاه، قرارداد بستیم. آنها این چاه‌ها را در مدت دو سال با تعداد معدودی دکل حفاری کردند. همین سرعت کار آنها باعث شد شرکت ملی حفاری که در آن زمان تنها شرکت حفاری انحصاری در جنوب بود، تغییراتی را در دکل‌های خود ایجاد کند و بازسازی‌هایی را انجام دهد که به‌لحاظ سرعت و کیفیت بتواند با خارجی‌ها رقابت کند و در این زمینه موفق هم بود.


این موضوع شامل شرکت‌های حفاری خصوصی هم می‌شود؟
صد در صد. دلیلی ندارد شرکت‌های خصوصی به این سمت نروند.


از لحاظ مالی فکر می‌کنیید بخش خصوصی توان سرمایه‌گذاری برای خرید تکنولوژی‌های جدید را دارد؟
در هر صورت شرکت‌هایی که نتوانند این کار را بکنند، از گردونه رقابت خارج می‌شوند. کارفرما هم با کسی قرارداد می‌بندد که کار بهتر و کم‌هزینه‌تری ارائه کند.حتی در شرایط کنونی هم در برخی مناقصه‌ها، عمر دکل و عملکرد آن دکل و شرکت، جزو مواردی است که امتیاز خاص دارد و شرط و شروطی در این باره هست. برای مثال عمر دکل نباید بیشتر از ۱۰ سال باشد، زیرا که دکل‌های بالای ۱۰ سال کارایی لازم را ندارند و معطلی‌هایی را بر سر چاه به‌وجود می‌آورند، در نتیجه هزینه کار بسیار بالا می‌رود و حفر چاهی که باید ۴۰ روزه انجام شود، گاه تا چهار ماه طول می‌کشد.


آقای سروشی؛ آیا کاهش قیمت نفت تاثیری در بازار حفاری داخل ایران داشته است؟
هنوز تاثیر کامل خود را در بازار حفاری ایران نگذاشته است. در آمریکا و اروپا بنا به گزارش‌های دریافتی، می‌بینیم که تعداد زیادی دکل بیکار شده‌اند و نرخ اجاره روزانه آنها نیز کاهش یافته است. برای مثال، دکل‌هایی که نرخ اجاره روزانه آنها در دریا ۱۵۰ هزار دلار بود، تا۱۲۰ هزار دلار تقلیل یافته، یا شرکت‌هایی که مثلا ۵۰ دستگاه حفاری داشته‌اند، الان ۳۰ دکل بیکار دارند و قیمت‌ها را پایین آورده‌اند. قیمت فروش دکل هم پایین آمده است.


یعنی اگر تحریم نبودیم، موقعیت ایده آلی برای خرید دکل بود؟
بله همین‌طور است. اما من نمی‌گویم اگر تحریم نبودیم، می‌گویم اگر پول می‌داشتیم، فرصت خوبی برای خرید دکل بود. پیشنهادهای زیادی برای خرید دکل در بازارهای بین‌المللی هست، اما به‌خاطر محدودیت‌های مالی، نمی‌توان خرید.
در واقع این هم از تبعات کاهش قیمت نفت است.
بله. این یک مساله است و مساله دیگر این است که باز هم به‌خاطر کمبود نقدینگی در کشور، برخی پروژه‌هایی که قرار بود حفاری در آنها انجام شود، متوقف شده‌اند یا تعداد چاه‌های مورد نیاز را کاهش داده‌اند، در نتیجه نیاز به دکل حفاری هم کاهش پیدا کرده است. نمونه آن، قراردادهایی است که خود ما در خلیج فارس داریم، اما به دلیل مشکل مالی کارفرما، نتوانسته‌ایم این پروژه‌ها را شروع کنیم. در نمونه‌ای دیگر، ما دکل کافی برای به‌کار گرفتن در پروژه مشترک آذر داریم و می‌توانیم حفاری چاه‌ها را هم‌زمان انجام دهیم و پروژه را زودتر به انجام برسانیم، اما به دلیل مشکل نقدینگی، کارفرما اجازه افزایش دکل را نمی‌دهد. این در حالی‌است که عراق در آن سوی مرز، در میدان بدرا که با آذر مشترک است، بهره‌برداری را آغاز کرده است و مشعلش روشن است. اینها اثرات کاهش درآمدهای کشور است.

به نظر شما تبعات کاهش قیمت نفت وخیم‌تر هم خواهد شد؟
فکر می‌کنم اگر به همین روال پیش رود، بدتر هم خواهد شد. به‌ناچار عملیات حفاری و در پی آن نیاز به دستگاه‌های حفاری کاهش خواهد یافت.


برخی می‌گویند ما قیمت‌های کمتری را هم در نفت تجربه کرده‌ایم و حتی نفت ۳۰ دلاری هم برای ایران تجربه جدیدی نیست و مشکل‌آفرین نخواهد بود؟
نخیر؛ این‌طور نیست. در آن زمان هزینه‌های عملیات حفاری بسیار پایین بود. برای مثال تا سال ۸۰ یا قبل از آن، حفر یک چاه با ۵ میلیون دلار تمام می‌شد. اما الان دست‌کم ۱۳ میلیون دلار هزینه دارد. هزینه یک روز دکل حدود ۱۲ تا ۱۳ هزار دلار در روز بود، اما اکنون، هزینه روزانه یک دکل در خشکی بین ۲۵ تا ۳۰ هزار دلار است. در دریا نیز هزینه تمام‌شده حفر یک چاه حدود ۳۰ میلیون دلار بود، اما در حال حاضر حداقل ۴۰ میلیون دلار است. بنابراین بالا رفتن هزینه‌های حفاری و دکل باعث شده است که نتوان دکل به تعداد مورد نیاز در پروژه‌ها به کار گرفت.


از نظر شما، تحریم‌ها برای رشد صنعت نفت به‌ویژه در حوزه حفاری، فرصت رشد ایجاد کرده است یا باعث عقب‌ماندگی‌مان شده است؟
هم فرصت بوده و هم موجب عقب‌ماندگی شده است. فرصت بوده، زیرا باعث شده خیلی از قطعات و کالاهای مورد نیاز حفاری را خودمان تولید کنیم. این فرصت بود و خواهد بود، در صورتی که کسانی که در این حوزه‌ها کار می‌کنند، مورد حمایت قرار بگیرند. تهدید است، زیرا که ما بر مبنای آنچه از گذشته داشته‌ایم، کار می‌کنیم و از تکنولوژی روز که هر روز هم بیش از پیش پیشرفت می‌کند، دور مانده‌ایم.

کدام اثر بر دیگری غلبه دارد؟
به نظرم عقب‌ماندگی ما نسبت به خودکفایی‌مان یشتر بوده است. من منکر پیشرفت نیستم و پیشرفت هم کرده‌ایم، اما متاسفانه برخی پیشرفت را فقط در ابزار و ادوات می‌بینند، درصورتی که ورود تکنولوژی، بر عملکرد نیروی انسانی هم تاثیر دارد. اگر نیروی انسانی این حوزه بتواند از مدیریت تکنولوژی روز بهره‌مند شود، بهتر می‌تواند کار کند. آشنایی با تکنولوژی جدید و تربیت نیروی انسانی هم یکی از اثرات رشد تکنولوژی است. برای مثال زمانی در پارس جنوبی استات اویل، توتال، شل، انی یا هر کدام از اینها، نه‌تنها تکنولوژی را وارد کردند، بلکه همراه با آن روش‌های جدید، آموزش نیروی انسانی و فکر جدید را هم وارد کردند. حفاری دریایی ما متحول شد و اکنون بر اساس همان تجربه‌ها کار می‌کنیم. بنابراین، اینکه فکر کنیم یک شرکت خارجی آمد و چند تا دکل با خود آورد و کار کرد و رفت و ما هم مدعی شویم که ما هم می‌توانستیم این کار را انجام دهیم، به نظرم غلط است. باید همه جنبه‌های کار را در نظر بگیریم و بپذیریم همراه آن روش‌های جدید ایمن‌سازی چاه‌ها، ایمنی محیط کار، افزایش سرعت حفاری و تربیت نیروی انسانی را هم ببینیم. باید مجموعه اینها را در نظر بگیریم.


دومین کنگره حفاری در پیش است، پیامی برای کنگره دارید؟
این کنگره‌ها اگر تکرار شود و مطالب هم از حالت تئوری صرف خارج شوند، خوب است. درست است در عملیات حفاری و به‌طور کلی در صنعت نفت، تئوری حرف اول را می‌زند، اما این تئوری‌ها در عمل باید قابل پیاده شدن باشند. اگر ما بیاییم در پژوهشگاه خودمان یک مساله را کشف کنیم، بسازیم یا ابداع کنیم، ولی در عمل نتوانیم آن را پیاده کنیم، هیچ ارزشی نخواهد داشت. خیلی از شرکت‌های خارجی هزینه‌های گزافی را برای پژوهش صرف می‌کنند، اما آن را کاربردی می‌کنند. بنابراین اگر ما صرفا مقاله ارائه کردیم و سخن گفتیم، به‌طوری که در عمل پیاده نشود، این کنگره فقط نشستن و برخاستن و هزینه اضافی است. بنده در جلسه سیاست‌گذاری کنگره هم گفتم که باید کوشش شود از این کنگره برای ادامه کار برداشت‌هایی انجام شود و باید آنها را پیگیری کرد. یعنی باید متولی پیدا شود که این دانش را به استفاده در صنعت برساند. یکی از مطالبی هم که توسط آقای جوادی بیان شد این بود که در ابتدای جلسه گزارشی داده شود راجع به نتیجه پانل‌ها و مقالاتی که در دوره قبل مورد استقبال قرار گرفته بود. اگر مواردی بوده که به کاربرد صنعتی رسیده‌اند، این اثرگذاری کنگره را نشان می‌دهد، در غیر این صورت، اگر همه اساتید هم جمع شوند و سخنرانی کنند، این کنگره‌ها بی‌نتیجه خواهد بود. به هر حال امیدوارم این گردهمایی، دستاوردهای خوبی داشته باشد.